محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1519

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

ص 1788 ) تدارك كردم . در همين صفحه از تاريخ طبرى و الكامل ( ج 2 ، ص 306 ) « ماحى » نيز آمده است . در نهاية الارب فى فنون الادب ، « نامها و كنيه هاى رسول خدا ص » آمده است كه بيرون از نامهايى كه به آن اشاره شده است ، مىنويسد : « و هم از آن حضرت روايت شده است كه فرموده است مرا ده نام است » ، و علاوه بر پنج اسم بالا اينها هم نقل شده است : « من رسول رحمت و رسول راحت و رسول خونريزيها ، و آخرين پيامبران و قيّم هستم » . « قاضى عياض مىگويد معنى كلمهء قيّم جامع و كامل است و من اين مطلب را از طريق روايت نمىگويم و خيال مىكنم صحيح آن قثم باشد » . ( نهاية الارب ، ترجمهء دكتر محمود مهدوى دامغانى ، تهران ، 1364 ، ج 1 ، ص 80 . ) « در سيرهء حلبى روايتى از « امتاع » منقول است كه به موجب آن عبد المطَّلب پيغمبر را نخست به يادبود فرزند سه ساله اش كه سه سال پيش از تولد پيغمبر درگذشته بود قثم ( به ضم قاف و فتح ثاى مثلث ) ناميد ، ولى آمنه مادر پيغمبر به عرض او رسانيد كه در عالم رؤيا به وى گفته اند نام مولود محمّد است . » ( اعلام قرآن ، ص 538 ) ص 322 ، س 3 و 10 : اسود همان عبهلة بن كعب بن عوف عنسى است كه ذو الخمار لقب داشت . ( تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 1795 ) در متن الكامل ( ج 2 ، ص 336 ) : عيهله آمده است با نسخه بدل عبهله . ( نيز ر . ك : ترجمهء تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 6 و 7 ، الاعلام زركلى ، ج 5 ، ص 299 ، تاريخ پيامبران دروغين ، بحريه اوچ اوك ، ترجمهء دكتر وهاب ولى ، ص 45 به بعد . ) ص 322 ، س 13 : فروة بن مسيك ، ابن الحارث بن سلمة بن الحارث بن الذؤيب بن مالك . . . به سال دهم از ملوك كنده جدا شد و به رسول خدا پيوست . . . فروه عامل صدقات بود تا پيامبر در گذشت . وى شاعر بود . ( الطبقات الكبير ، ج 5 ، صص 83 - 282 ) ص 333 ، س 12 و 20 : در نسخه هاى اساس ما : اسيد بن حصين . . . آمده بود كه بر مبناى منابع اصلاح شد : تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 1843 ، الطبقات الكبير ، ج 3 ، ق 2 ، صص 36 - 135 ، اسد الغابه ، ج 1 ، صص 93 - 92 .